تبليغاتX
مد و پوشاک

مد و پوشاک

یادداشت هایی درباره لباس

مادر، تو شکوفاتر از بهار، نهالِ تنم را پر از شکوفه کردی و با بارانِ عاطفه های صمیمی، اندوه های قلبم را زدودی و مرهمی از ناز و نوازش بر زخم های زندگی ام نهادی. در «تابستان»های سختی با خنکای عشق و وفای خویش، مددکار مهربان مشکلاتم بودی تا در سایه سارِ آرامش بخش تو، من تمامی دردها و رنج ها را بدرود گویم. با وجود تو، یأس دری به رویم نگشود و زندگی رنگ «پائیز» ناامیدی را ندید. تو در «زمستانِ» مرارت های زندگی، چونان شمع سوختی تا نگذاری رنجش هیچ سختی ستون های تنم را بلرزاند. مادر، ای بهار زندگی، شادترین لبخندها و عمیق ترین سلام های ما، همراه با بهترین درودهای خداوندی، نثار بوستان دل آسمانی ات باد.

+نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت22:43توسط زهرا صابونیان | |



وقتی به کلاس قدم می گذارد، بهار با نسیم نفس هایش می شکفد و گل و لبخند و

 زمزمه، فضا را پر می کند. با او آسمان می بارد، چشمه می جوشد، نسیم می وزد

 و آفتاب سفره مهربان خویش را می گشاید. از خانه تا مدرسه، با هر گام، بهشت

 نزدیک تر می شود. نگاهش خانه مهربانی است و قلبش مهربان تر از آب. دل ها را به

 طراوت و پاکی و پاکیزگی می خواند. دست های گرم و صمیمی اش، مشق عشق

 می نویسد. سرانگشت او افق های روشن فردا را نشان می دهد واشاراتش، آن

 سوی پرده های خاک و ملکوت پاک خدا را. وسعت شفاف قلب ها، قلمرو اوست و

 کشتزار جان دانش آموزان تفرّجگاه خرمی او.

 

 چندین سال است که به مناسبت سالروز شهادت معلمی بزرگ و فرزانه، استاد

 شهید مطهری، از معلمان سراسر کشور تقدیر و تجلیل می شود. تکریم و تعظیم

 معلم تکریم و تعظیم علم است. تجلیل از معلم، سپاس از انسانی است که غایت

 آفرینش را تامین می کند و سلامت امانت هایی راکه بدستش سپرده اند تضمین

 می کند. هر جا کامی شیرین و سایه مهری گسترده است حضور معلم را، پیدا یا

 پنهان، می توان یافت. بی شک جامعه ای که همواره حرمت معلم را پاس می دارد،

 آهنگ رشد و تعالی آن شتاب بیشتر می یابد و سلامت علمی و معنوی آن تضمین

 می شود و جامعه ای که قدردان خوبان خود نباشد به مرگ خوبی ها و فضیلت ها

 رضایت داده است و چه مایه تنگ نظری است عمری با آفتاب زیستن و از آفتاب

 نگفتن!

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم اردیبهشت 1390ساعت20:55توسط زهرا صابونیان | |



       

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

به سراغ من اگر می آیید

نرم و آهسته قدم بگذارید

مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من

امروز « دوم اردیبهشت» نخستین روز آینده ی من است.

 

بهاربيست                   www.bahar-20.comبهاربيست                   www.bahar-20.comبهاربيست                   www.bahar-20.comبهاربيست                   www.bahar-20.comبهاربيست                   www.bahar-20.comبهاربيست                   www.bahar-20.com

 

 مد و مدگرایی یکی از مسائل مهم و روز جامعه است. این موضوع از جنبه ‏های گوناگون اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و روانی بررسی و دیدگاه‏های متفاوتی درباره آن بیان شده است. افرادی، آن را نشانه رشد و تمدن بالا می‏دانند. در مقابل نیز افرادی به شدت با آن مخالفت می‏کنند و آن را نوعی خودباختگی و بی ‏هویتی می‏دانند. در این میان، افرادی می‏کوشند با جداسازی مدهای خوب و بد و یافتن اشتراک میان این دو گروه، آنها را آشتی دهند، ولی خود به سردرگمی در تعریف «مد خوب» و «مد بد» دچار شده ‏اند.
       مدگرایی را به طور مطلق نمی ‏توان رد کرد و از سویی، پذیرش کامل و بی‏ چون و چرای آن نیز عاقلانه نیست، بلکه میانه‏ روی در مدگرایی و مراقبت داشتن بر هماهنگی آن با فرهنگ و مذهب و ملیت خویش، مناسبت ‏ترین راه برخورد با مد و مدگرایی است.

      برخی، مدگرایی را نشانه تمدن و گروهی، آن را دلیل بی ‏هویتی فرد می‏دانند. حال آنکه با میانه روی در این امر و در نظر داشتن فرهنگ و مذهب سرزمین خود، می‏توان از مدگرایی سود جست و نگرانی خویش را از رواج مدگرایی برطرف ساخت.

     مد و روان‏شناسی میان روح و جسم آدمی، ارتباط تنگاتنگی وجود دارد و این دو، تأثیر متقابلی بر یکدیگر می‏گذارند و میان آنها کنش و واکنش‏های مختلفی شکل می‏ گیرد. نمادها ودگرگونی‏ های مادی و معنوی پیرامون انسان، بر روح و روان او تأثیر مستقیم دارند و هر اثرپذیری روحی، پی‏آمدهای رفتاری ویژه ‏ای دارد. برای مثال، گاهی انسان از شنیدن نوعی موسیقی و آهنگ به آرامش می‏رسد و از شنیدن نوعی دیگر از موسیقی، پرخاش‏گر می‏شود.

    همچنین رنگ‏ها به تنهایی یا در کنار دیگر رنگ‏ها تأثیر ذهنی ویژه ‏ای بر فرد می‏گذارند. رنگ‏های گرم و رنگ‏های سرد، پیام‏های روانی متفاوتی را به افراد منتقل می‏کنند. انواع خط‏های موجود در طبیعت و چگونگی نمایان شدن آنها در برابر دیدگان بیننده، معانی قراردادی غیرمستقیمی را به روان آدمی القا می‏کنند.


    طراحان مد نیز معمولاً با بهره‏ گیری از این نکته ‏ها می‏کوشند هدف‏های مورد نظر را در بیننده اجرا و این افراد نیز با تأثیرپذیری روانی، بنا بر خواسته‏ های آنان رفتار کنند.

    طراحان مد به کمک «روان‏شناسی مد»، قصد تأثیرگذاری بر مخاطب و تحریک او به انجام دادن کاری معین را دارند. بنابراین کسی که به دنبال مدگرایی است نباید از این نکته غفلت کند.

    چیستی مد در بیشتر موارد، مفهوم واژه «مد» با «شعار»، ارتباطی نزدیک دارد. امروزه در جامعه ما واژه شعار به معنای سخن بی عمل به کار می ‏رود، در حالی که معنی واقعی آن «فهماندن» و «اعلان خلاصه» است. برای مثال گاهی می‏شنویم: کنگره فلان با شعارِ فلان بر پا شد یا شعار انجمن فلان این است. پس شعار؛ یعنی اعلان خلاصه هدف‏ ها و باورها.

    شعار همیشه در قالب لفظ نیست، بلکه گاهی نوعی از طرح، رنگ و لباس ویژه می‏تواند حامل پیام یک شعار باشد. یک پلیس با لباس مخصوص خود، به بیننده می ‏فهماند که : «من یک پلیس هستم.» نشانی که بر سربرگ نوشته ‏ای قرار می ‏گیرد، وابستگی آن را به یک شرکت، ادراه یا نوعی انجمن خبر می‏دهد. بنا براین، مد نیز نوعی شعار است و پیامی را آگاهانه به مخاطب منتقل می‏کند.
1 . مد و مدگرایی، نوعی شعار به شمار می‏آید.

 2 . شعار، به معنای فهماندن خلاصه هدف‏ها و باورها یا آشکار کردن وابستگی به چیزی است.

3. شعار می‏تواند یک جمله، طرح، رنگ ولباس ویژه‏ای باشد.

   شعار و مخاطبان افرادی که مخاطبان شعارها قرار می‏گیرند و با آن ارتباط سمعی یا بصری می‏یابند، معمولاً بدون تحقیق و بی‏ اختیار، پیام نهفته در شعار را دریافت می ‏کنند و با حرکت ذهنی معین براساس آنها، استدلال‏های عقلی خود را سامان می‏دهند. البته این کار، از سوی افراد نکته‏ سنج، کم ‏دقتی به شمار می ‏آید.

   در روایت‏های امامان معصوم علیهم‏السلام به نکته‏ های ارزنده‏ای دراین باره اشاره شده است.

 امام صادق علیه‏ السلام می‏فرماید:

   لا تَصْحَبُوا أَهْلَ الْبِدَعِ وَ لاتُجالِسُوهُمْ فَتَصیرُو عِنْدَ النّاسِ کَواحدٍ مِنْهُمْ.
با اهل بدعت هم‏صحبت نشوید و با ایشان هم‏نشینی نکنید؛ زیرا نزد مردم، یکی از آنها شمرده می‏شوید.

رسول اکرم صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله نیز فرموده است:

    «مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ فَهُوَ مِنْهُمْ؛ هر کس خودش را به گروه خاصی شبیه سازد، جزو آنها شمرده می‏شود».
   این سخنان، بازگوکننده یکی از حقیقت‏های رفتاری انسان‏ها در جامعه است و با توجه به آنها درمی‏یابیم. اگر از کسی شعاری دیده یا شنیده شود، بیننده و شنونده، ناخودآگاه، پیام موجود در شعار را دریافت می‏کند. سپس با قضاوت کردن بر اساس آن، حکمی را برای خود، صادر و با آن ارتباط برقرار خواهد کرد. این ارتباط می‏تواند از نوع هم‏فکری، تقلید، عضویت، پیروی، علاقه ‏مندی و وابستگی باشد و چه بسا خود شعاردهنده از این ارتباط و قضاوت، بی ‏خبر باشد.
مد، به طور پنهانی و سریع بر شخص مدگرا تأثیر می‏کند. بنا براین، انسان باید در استفاده از مد، هوشیار باشد.

   مد و تبلیغات هر مد، درواقع، تابلوی تبلیغاتی یک فرهنگ یا خرده فرهنگ است. پس استفاده‏ کننده از یک مد، باید به مثبت یا منفی بودن فرهنگ آن مد توجه کند و زمام فکر و عمل خود را بدون بررسی دقیق، در اختیار آن مد و صاحبان فرهنگی آن قرار ندهد.

   بسیاری از شرکت‏های تجاری و تولیدی برای اینکه تعدادی از مردم، محصولات نشان‏دار آنها را مصرف کنند، هزینه‏ های هنگفتی می ‏پردازند. برای نمونه، در ساخت فیلم‏ها و سریال‏ها و مسابقات ورزشی، به عنوان حامی مالی برخی اشخاص حقیقی و حقوقی سرمایه‏ گذاری می‏کنند تا برای چند لحظه، نشان آن شرکت به نمایش درآید.

   جریان‏های فکری، بیشتر از راه مد و تبلیغ باورهای خاستگاه خود، حضور و گسترش می‏یابند. در کشورهای غربی، حزب‏ها، جمعیت‏ها و گروه‏های فراوانی با باورهای گوناگون دینی، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی وجود دارند که اعتقادهای آنها در بیشتر موارد با هویت اسلامی و ایرانی ما سازگار نیست،

    به‏ ویژه گروه‏هایی مثل: شیطان‏ پرستان، هم‏جنس‏ گرایان و فمینیست‏ها. این گروه‏ها برای خود شعارهایی در نوع لباس، نوع دوخت، ترکیب رنگی، طرح خاص، آرایش مو و چهره، دست‏بندها و گردن ‏آویزها فراهم آورده‏ اند. از این رو، استفاده از نشانه‏ های مد آنان می‏تواند به معنی وابستگی به آن جمعیت‏ها، پذیرش آنها، علاقه به آنها، هم‏فکری و هم سویی با آنها و تبلیغ‏شان باشد. کار منطقی آن است که پیش از پیروی کردن از این مدها، به شناخت کافی درباره آن گروه، هدف‏ها و باورهای آنها دست یابیم. در غیر این صورت، حرکتی انفعالی و بی‏ پایه و تقلیدی کورکورانه شکل خواهد گرفت.

1 . جریان‏های فکری، از راه مد، حضور و گسترش می‏یابند.

2 . استفاده از هرگونه مد، تبلیغ جمعیتی است که این مد از آنجا برخاسته است.

3 . پیروی بدون تحقیق از یک مد، نوعی تقلید کورکورانه است.

4 . اجرای مد، قرار گرفتن در سیاهی لشکر پیروان اندیشه مد است.

   مد و اتهام انسان‏ها در زندگی خود گاه با مسائل تخصصی روبه ‏رو می‏شوند که در این حالت، بنا بر نظر کارشناس آن فن رفتار می‏کنند. برای مثال، هنگام بیماری، با نظر و دستور پزشک و صلاح‏دید او عمل می‏کنند یا در مسائل فقهی، از مرجع خاصی تقلید می‏کنند. در مقابل، برای مواردی چون نوع لباس، آرایش و مد، عملکرد شخص باید برخاسته از باورها، نیازها و شرایط فرهنگی و بومی او باشد، نه بر اساس تقلید کورکورانه از دیگران. بی توجه بودن به این نکته‏ ها در انتخاب مد، نشان ‏دهنده سستی فرد در حفظ اعتقاد و منش اخلاقی اوست و درواقع، چنین شخصی، خود را در معرض نوعی اتهام قرار داده است. در کلام پیشوایان معصوم علیهم‏السلام نیز در این باره سخنانی آمده است،

   چنان که در حدیثی از امیرالمؤمنین علی علیه‏ السلام می‏خوانیم:

مَنْ عَرَضَ نَفْسَهُ لِلتُّهْمَةِ فَلایَلُومَنَّ مَنْ أَساءَ بِهِ الظَنُّ.

   هر کس خودش را در معرض اتهام قرار دهد، کسی را که به او گمان بد برد، سرزنش نکند.

   آن امام همام در جای دیگر فرموده است: «وَ ایّاکَ وَ مَواطِنَ التُّهْمَةِ؛ از جایگاه‏ های تهمت دوری کن».

   پس با توجه به این حقیقت عرفی، نسنجیده استفاده کردن از مدهای نامناسب، به معنی ایجاد بهانه اتهام است. برای مثال، اگر فردی، ناآگاهانه از مدی که نماد «شیطان‏پرستی» است، استفاده کند، در صورتی که بیننده او بدون پرس‏وجو، او را یک «شیطان ‏پرست» بپندارد، در اینجا آن‏که سزاوار سرزنش است، فرد مدگراست، نه بیننده؛ زیرا آن شخص با استفاده از چنین مدی، خود را در معرض تهمت دیگران قرار داده است.

   همچنین به کارگیری این نمادها، به معنی بالا بردن تعداد طرفداران و علاقه ‏مندان آن جمعیت خواهد بود. به عبارت دیگر، سیاهی لشکر آن نگرش به شمار می‏رود و مانور تبلیغاتی گسترده ‏ای را برای آنها فراهم می‏آورد. یکی از شاخص‏های رسانه ‏های غربی در تجزیه و تحلیل باورهای ما، استفاده از همین نمادهاست. شاید تعجب کنید اگر در رسانه‏ ای بشنوید: «گرایش جوانان ایرانی به گروه فلان افزایش یافته است و این مطلب را می‏توان در شیوه پوشش و آرایش آنها می‏توان دید».


1 . معمولاً انسان‏ها براساس آنچه می‏بینند، قضاوت می‏کنند.

2 . با استفاده و اجرای مد، مواد خام قضاوت بینندگان فراهم می‏شود.

3 . انسان حق ندارد مقدمات متهم شدن خودش را فراهم کند.

4 . اجرای مد، قرار گرفتن در سیاهی لشکر پیروان اندیشه مد است.

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

+نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت 1390ساعت18:43توسط زهرا صابونیان | |



 

اوست کسی که خورشید را درخشان و ماه را تابان قرار داد ، و برای آن منزل هایی معیّن کرد تا شمار سالها و حساب را بدانید. یونس 5

                                          خانه تکانی دل

حیف نیست که "سال" عوض شود ، ولی "حال" ما عوض نشود؟!

 چه خوب است که با کنار گذاشتن "تقویم کهنه" ، رفتار ناپسند را هم کنار بگذاریم و خودمان هم نو شویم.

آلودگی تنها در لباس  و فرش و پنجره و لوازم زندگی نیست.

دل هم گاهی آلوده می شود ، خود زندگی هم گاهی احتیاج به تمیز کردن دارد .

سال نو که می شود معمولا خانه تکانی می کنیم.

بیایید دل را هم خانه تکانی کنیم گرد وغبار گناه و هوا و هوس و غفلت از خدا را از آن بزداییم . وقتی در بهار همه چیز "نو" می شود ، ما چرا "نو" نشویم؟!

+نوشته شده در دوشنبه هشتم فروردین 1390ساعت8:44توسط زهرا صابونیان | |



 

ایرانیان از بیش از 10 هزار سال پیش دارای تمدن بوده‌اند. از این رو، ریشه‌ی بسیاری از دستاوردهای بشر را در این تمدن می‌توان یافت. برای مثال، نخستین ابزار ریسندگی و بافندگی در غار کمربند، نزدیک بهشهر، یافت شده است که به 7 هزار سال پیش از میلاد مسیح بازمی‌گردد. به علاوه، در قدیمی‌ترین بخش‌های شهر باستانی شوش، که در خوزستان قرار دارد، سوزن‌های سوراخ‌دار پیدا شده است.
این دستاوردهای و نوآوری‌های دیگری که در دوران‌های بعدی رخ داد، صنعت پارچه و پوشاک ایران را پیشتاز و سرآمد جهانیان کرد. جالب است بدانید اسکندر مقدونی، با آن‌که به ایران حمله و آن را اشغال کرده بود، لباس ایرانی می‌پوشید. در این جا به برخی از نوآوری‌های ایرانیان در زمینه‌ی پوشاک و پارچه اشاره می‌شود.


کت و شلوار

 ایرانیان نخستین مردمانی بودند که کت آستین‌دار و شلوار می‌پوشیدند. مردمان تمدن‌های دیگر، بابلی‌ها، آشوری‌ها، یونانی‌ها و رومی‌ها، شلوار نمی‌پوشیدند و حتی یونانی‌ها ایرانیان را به خاطر شلوارهای رنگی‌شان مسخره می‌کردند. ایرانیان حتی نوعی شلوار ویژه‌ی سوارکاری نیز داشتند که تنگ و چسبان بود و اغلب از چرم ساخته می‌شد.
شلوار در اصل شروال خوانده می‌شد. عرب‌ها آن را سروال نامیدند و جمع آن را سراویل می‌گویند. در ترکی و کردی نیز شروال گفته می شود. مجارها آن را شلواری می نامند و در لاتین به آن سارابارا می گویند. در زبان انگلیسی هم به آن پاجاما گفته میشود که از واژه ی پای جامه ساخته شده که از واژه های فارسی کهن است .


پوشش و حجاب

 زنان و دختران ایرانیان از دیرباز به پاک دامنی اهمیت می‌دادند و زنان ایرانی پوشیده با چادر یا پوشش‌های دیگری که بخش‌هایی از موها را می‌پوشاند و تنه را در بر می‌گرفت، در میان مردان ظاهر می‌شدند. در یک مهر سنگی استوانه‌ای که از دوره‌ی هخامنشی برجای مانده و اکنون در موزه‌ی لوور فرانسه نگهداری می‌شود، شاهزاده‌ی ایرانی و ندیمه‌هایش دیده می شود که شاهزاده چادر و ندیمه‌ها سرپوش دارند. در طرحی که روی سنگی در ارگیلی ترکیه نقش بسته است، زن ایرانی باپوشش چادر و سوار بر اسب دیده می‌شود. حتی سر پوش های  پارچه‌ای دوره‌ ی هخامنشی از زیر برف‌های منطقه‌ی پازیریک روسیه پیدا شده است. ( یادآوری می‌شود، سرزمین‌هایی که نام بردیم، بخشی از امپراطوری پهناور پارس‌ها بودند .) جالب است بدانيد كه در تخت جمشيد هيچ تصوير زن برهنه و لخت و عرياني يافت نمي شود و همه زنها پوشيده هستند .

گلدوزی

نقش زدن بر پارچه و لباس از دیرباز در ایران مرسوم بود. در تابوت سنگی اسکندر که در موزه‌ی استامبول نگهداری می‌شود ، ایرانیان شلوارهایی با پارچه‌ های زیبا پوشیده‌اند که طرح دار و گاهی نقش‌هایی از گل‌ها دارند. گل‌دوزی در دوره‌ی صفویه به شکوفایی رسید به نحوی که هنرمندان روم شرقی (امپراتوری بیزانس) طرح‌های ایرانی را بر لباس‌های فاخر نقش می‌زدند. حتی ریشه‌ ی عنصرهای اصلی گلدوزی امروزی نیز به ایران بازمی‌گردد که از راه کشورهای ساحل دریای مدیترانه به ایتالیا و اسپانیا رفته و بعدها در سرزمین‌های دیگر مورد توجه قرار گرفته است .

 
ابریشم ایرانی

بافتن پارچه از ایران آغاز شده و تا دروه‌ی صفوی از مهم‌ترین فرآورده‌های صادراتی ایرانیان بوده است. با آن که بافت ابریشم به چینی‌ها بازمی‌گردد، ابریشم ایرانی در دوره‌ی ساسانیان به چنان کیفیت و ظرافتی رسیده بود که چینی‌ها نیز از ایران پارچه‌ی ابریشمی وارد می‌کردند. برخی از پارچه‌های ایرانی که ویژه‌ی اسقف‌ها تهیه شده، هنوز در گنجینه‌های کلیساهای اروپا نگهداری می‌شود .
ردپای شکوه صنعت پارچه‌بافی را در واژه‌های ایرانی که به زبان‌های مختلف راه‌یافته است، می‌توان پیدا کرد .
در زبان عربی: دیباج (از واژه‌ی دیباگ به مفهوم زری ابریشمی) و استبرق (از واژه‌ی ستبرگ به مفهوم نوعی پارچه‌ی ابریشمی))
در زبان انگلیسی: Tafta (از واژه‌ی تافته به مفهوم نوعی پارچه‌ی ابریشمی) Chintz (از واژه‌ی چیت به مفهوم نوعی پارچه)

: Izarbaf (هزارباف به مفهوم پارچه‌ی زری گلابتون

  از واژه ی پارچهpartchaدر زبان روسی :

لباس ورزش

ایرانیان نخستین مردمانی هستند که از لباس ورزشی استفاده می‌کردند. چوگان ورزش باستانی و مورد علاقه‌ی ایرانیان بود. چوگان بازان نوعی پیراهن نیم‌آستین و شلوار تنگی می‌پوشیدند تا هنگاه بازی راحت‌تر باشند. جنس پیراهن چوگان بازی را نیز نوعی انتخاب کرده بودند تا کم‌تر عرق کنند. انگلیسی‌ها در سال‌های استعمار هندوستان در آن سرزمین با چوگان و لباس نیم آستین آشنا شدند و آن را به خود به اروپا بردند که بعدها به آمریکا نیز راه یافت و به تی‌شرت‌های امروزی منجر شد .


لباس شوالیه ها

در دوره‌ی اشکانیان و ساسانیان مردان جنگی خود و اسبانشان را زره پوش می‌کردند. در تاق بستان، در کرمانشاه، سربازی زره‌پوش سوار بر اسب زره‌پوش بر پهنه‌ی سنگ کنده‌کاری شده است که با دیدن آن به یاد شوالیه‌های اروپایی می‌افتیم. در واقع، شوالیه‌های اشکانی سرمشق شوالیه‌های اروپایی قرار گرفتند .


نوآوری های دیگر

 دستکش: گزنفون، تاریخ‌نگار یونانی با ایرانیانی روبه‌رو شده بود که دستهایشان را در پوست‌های ضخیم و قاب‌هایی نگه می‌داشتند. نمونه‌هایی از دستکش‌های زینتی در موزه‌ی ایران باستان نگهداری می‌شود .

انوع کلاه:

 ایرانیان از دیرباز کلاه‌های گوناگونی می‌پوشیدند که نشان‌دهنده‌ی موقعیت اجتماعی آنان بود. کلاه پاپ‌ها و حتی تاج برخی از پادشاهان قدیم اروپا، برگرفته از کلاه و تاج‌ پادشاهان ایران است .
چکمه : پوشیدن چکمه‌های چرمی از زمان هخامنشیان مرسوم بود و حتی ژوستی‌نین، امپراتور روم شرقی، چکمه‌های ایرانی می‌پوشید .
شال: هنوز هم در زبان انگلیسی به همین نام خوانده می‌شود (shawl) و نوع مردانه و زنانه‌ی آن هر دو نوآوری ایرانی هستند .

+نوشته شده در دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت23:12توسط زهرا صابونیان | |